مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره بهروان

All Posts Tagged: الگوی سلامت ارتباطی

معرفی الگوی سلامت ارتباطی و کاربست آن در خانواده درمانی و حل تعارض زوجین ـ بخش دوم

الگوی سلامت ارتباطی

امیر لطفی حقیقت

الگوی سلامت ارتباطی بر چهار محور استوار است که عبارتند از:

  • پاک‌سازی و سلامت ذهن و قصدها: پاک‌سازی نیت‌ها و قصدها و عاری بودن از هرگونه آلاینده‌های ذهنی. نیت زوجین و اعضای خانواده یکی از سازنده‌ترین رفتارها و تعاملات مثبت افراد به شمار می‌آید.
  • تقویت رابطه درون فردی: افکار و گفتار درونی عاملی برای تخریب و یا رستگاری زندگی انسان می‌باشد و با صراحت تأثیر این نوع گفتگوی درونی و ارتباط با خویشتن را بیان می‌کنند. پاک‌سازی ذهن و گفتار درونی در برقراری رابطه حسنه میان زوجین و جلوگیری از انقطاع عاطفی میان اعضای خانواده خواهد شد. بر این اساس زوجین و اعضای خانواده باید بیامورند که در کنار رعایت نیکی‌های اخلاقی و رفتاری و پرهیز از رذائل اخلاقی بر ذهن و اندیشه خود و گفتارهای درونی با خود تسلط کامل داشته باشند و با حضور پویا در لحظه، بیاندیشند و رفتار کنند.
  • اصلاح تعاملات میان فردی: برای برقراری یک ارتباط میان فردی صحیح و مؤثر در میان زوجین و اعضای خانواده لازم است دو سوی ارتباط بی‌همتایی خصوصیات رفتاری طرف مقابل را بپذیرند و پیام‌هایی را طراحی و ارسال کنند که نمایان‌گر پذیرش این موضوع باشد. برای برقراری اتصال عاطفی و ذهنی میان اعضای خانواده و زوجین، لازم است صفات پسندیده و اخلاق حسنه همواره مورد تأکید، توجه و آموزش اعضای خانواده قرار گیرد. رابطه، تعامل و اخلاق پسندیده هم راهی برای رسیدن به بهجت درونی و شادکامی انسان است.
  • انسجام بخشی کنش‌های اجتماعی: در تعاملات و کنش‌های اجتماعی آنچه که می‌باید هر فردی به عنوان معیار قرار دهد، برخورداری از معنا و حرکت به سوی کمال است. این مهم در شرایطی میسر است که انسان در تعاملات انسانی و اجتماعی خود همواره هر کنش را برای کمال صورت داده و در چارچوب اخلاق و رفتار پسندیده قرار داشته باشد.

با عنایت به مبانی و اصول مطرح شده انسان سالم کسی است که اول، دارای شناخت صحیح از خویشتن، خداوند، جهان آفرینش، اخلاق پسندیده و رذائل اخلاقی است. دوم، دارای تمناهای عاطفی و هیجانات و رفتار مناسب و متناسب با اهداف آفرینش و مبتنی بر اخلاق حسنه باشد. سوم، دارای عمل مناسب با شناخت و عواطف خداگونه و خدامحورانه باشد. چهارم، تعامل و ارتباط او با خود، خداوند، دیگران و جهان آفرینش خداخواهانه و خدامحورانه باشد. در دعای مکارم الاخلاق مشخصه اخلاق حسنه تعریف شده و محوریت آن شناخت مبدا و معاد است. اعضا خانواده که شناخت صحیحی از اصول و فروع دارند در تبعیت از معیارهای اخلاق نیکو و انعطاف پذیری در مقابل آن، در برقراری رابطه شایسته از یکدیگر پیشی می‌گیرند.

انسان در جهان هستی دارای موقعیتی بی‌همتا است. اما این موقعیت تنها از نوع استعداد و قابلیت‌های وجودی بوده و تا زمانی‌که از آن استفاده صحیح نشود، فضیلتی برای او نخواهد بود. کرامت انسان، کرامتی اکتسابی است که از طریق به کارگیری «عقل» و «انتخاب» مسیر صحیح زندگی کسب می‌شود. انسان تنها از راه ایمان به خداوند، انجام عمل صالح، کمک به هم‌نوعان، تلاش هدف‌مند و دقیق می‌تواند به کمال برسد. از سوی دیگر انسان در سال‌های اولیه زندگی، نیازمند مراقبت و حمایت است و لذا همواره در بطن خانواده حضور یافته و نهاد خانواده مقدم بر زندگی شخصی او بوده است. تعریفی که از خانواده با توجه به الگوی سلامت ارتباطی پیشنهاد می‌شود عبارت است از: «خانواده نهادی است که براساس یک ارتباط فطری و هدف‌مند میان زن و مرد و مبتنی بر مجموعه‌ای از نیازهای غریزی تشکیل و با ارتباط عاطفی، انسانی و حمایتی تداوم می‌یابد و طی فرآیندهای شناختی، تعاملی، اقتصادی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بسط پیدا می‌کند».

ارکان این تعریف که آن را متمایز از دیگر تعاریف می‌سازد عبارتند از:

  • تأکید بر مفهوم ارتباط عاطفی، انسانی و حمایتی: این مفهوم نحوه تعامل و شکل‌گیری و بسط یک خانواده را تعیین کرده و ابعاد تداوم، بسط، بقا و نابودی آن را نیز مشخص می‌سازد. ارتباط لازمه آغاز و تداوم یک زندگی مشترک است. زمانی که انقطاع عاطفی، جای اتصال عاطفی و ارتباطی را بگیرد، خانواده دچار آسیب و بیماری می‌شود. با عنایت به اینکه لازمه این ارتباط، رضایت شخصی زوجین است، از این رو رضایت شخصی و اتصال عاطفی یک اصل غیر قابل تغییر است. تأکید بر مفهوم ارتباط عاطفی، انسانی و حمایتی در قرارداد ازدواج نوعی تعلق عاطفی و هیجان مثبت را به دنبال دارد.
  • فطری بودن نیاز به تشکیل خانواده: فطری بودن نیاز تشکیل خانواده و اینکه نیاز زن و مرد به ایجاد یک نهاد اجتماعی برای هم‌زیستی، تفوق عاطفی هیچ طرف را نمی‌پذیرد؛ بلکه ناظر بر یک تعامل و ارتباط مؤثر و عادلانه است. در الگوی سلامت ارتباطی هیچ یک از زوجین تحقیر نمی‌شوند. زن و مرد به یکدیگر نیاز دارند و این گرایش فطری، اندوخته‌ای است که زوجین به اشتراک می‌گذارند تا نهاد خانواده شکل بگیرد.
  • ضرورت وجود زن و مرد: وجود زن و مرد برای تشکیل خانواده الزامی است و این موجودیت باید بر اساس یک قاعده قانونی ـ شرعی به وجود آمده باشد. چنانچه تنها با وجود یکی از این دو خانواده شکل بگیرد، لازم است اشکال دیگر تعاملات انسانی مورد تأمل قرار گیرند.
  • تأثیرگذاری فرآیندهای شناختی، تعاملی، اقتصادی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی: خانواده تحت تأثیر فرآیندهای شناختی، تعاملی، اقتصادی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی تکوین و تطور می‌یابد و متقابلا در تمام این سیستم‌ها خانواده به نقش‌آفرینی می‌پردازد و در این حوزه انسان و اجتماع تمایز پیدا می‌کنند.

هدف اصلی در الگوی مشاوره و خانواده درمانی سلامت ارتباطی

هدف اصلی در الگوی مشاوره و خانواده درمانی سلامت ارتباطی، تغییر و اصلاح روند رفتاری و تعاملی زوجین و اعضای خانواده و ایجاد نگرش و رفتار اخلاقی جایگزین است. پیش‌فرض‌های مورد استفاده در این الگو عبارتند از:

۱ـ انسان به صورت فطری نسبت به افعال و اقوالش مختار است
۲ـ انسان به صورت فطری نیازمند آسایش و آرامش فردی، خانوادگی و اجتماعی است
۳ـ انسان به صورت فطری نیاز به تشکیل خانواده دارد
۴ـ انسان به صورت فطری نیازمند برقراری رابطه با خداوند، خود، دیگران و طبیعت است
۵ـ انسان مسئول اعمال و اقوال خود هستند
۶ـ نیت‌ها و باورهای انسان، زمینه ساز رفتار او هستند
۷ـ انسان به صورت ذاتی موجودی است که قابلیت ستایش دارد
۸ـ انسان به صورت ذاتی قابلیت کمال و تعالی را دارد
۹ـ تربیت اخلاقی عاملی مؤثر در تعالی و کمال انسان است (آموزش‌پذیری)

مطالب مرتبط:
معرفی الگوی سلامت ارتباطی و کاربست آن در خانواده درمانی و حل تعارض زوجین ـ بخش اول

معرفی الگوی سلامت ارتباطی و کاربست آن در خانواده درمانی و حل تعارض زوجین ـ بخش اول

الگوی سلامت ارتباطی

امیر لطفی حقیقت

ارتباط زناشویی، پیش‌بینی کننده کیفیت روابط زناشویی است (گاتمن، ۱۹۹۳). شایع‌ترین علت فروپاشی خانواده‌ها، مشکلات ارتباطی میان زوجین است (کیت و راشل، ۲۰۰۶). ماهیت و کیفیت شکل‌گیری نوع تعاملات زوجین، سرچشمه بسیاری تعارضات زناشویی است (گلاسر، ۲۰۰۰). به باور جان گاتمن (۱۹۹۳) تعارضات زناشویی دلایل متعددی دارند که عمده‌ترین این موارد عبارتند از: تعداد زیاد فرزندان، یا نداشتن فرزند، ازدواج در سنین پایین، تفاوت سنی زیاد زن و شوهر، اختلاف طبقاتی، تحرک طبقاتی (مثبت و منفی)، زندانی شدن شوهر، فقر و مشکلات اقتصادی، فرزندان ازدواج قبلی، ناآشنایی یا کوتاه بودن مدت آشنایی با همسر قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم تفاهم درگذراندن اوقات فراغت، رابطه نامشروع، بدبینی به همسر، عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج، اعتیاد، بدرفتاری زن یا شوهر و بیماری یکی از زوجین.

تعارضات زناشویی و طلاق، در دهه‌های اخیر در سطح جهان و ایران روندی صعودی و نگران‌کننده به خود گرفته است (یانگ و لانگ، ۱۹۹۸ و مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). این شرایط، آسیب‌های فراوانی را متوجه نظام اجتماعی و خانواده‌ها کرده و کیفیت روابط انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. طلاق فرآیندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می‌شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید، مناسبات زناشویی خاتمه می‌یابد (گاتمن، ۱۹۹۳). مطالعه روابط زوجین، به درک چارچوب‌های ساختاری روابط زوجین کمک می‌کند. در بررسی علت طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، توجه به علل فردی و روان‌شناختی از جمله کیفیت روابط زناشویی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است (گاتمن، ۱۹۹۳).

در حال حاضر تعارضات زناشویی در سطح کشور و البته در سطح جهان افزایش یافته است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران طی دو دهه اخیر نرخ رشد طلاق همواره مثبت بوده است، به نحوی که تعداد ۳۷ هزار واقعه طلاق در سال ۷۵ به عدد ۱۶۳ هزار واقعه در سال ۹۳ ، به بیش از چهار برابر، افزایش یافته است. در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می‌پاشد (سایت مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). با توجه به ایجاد شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه و به تبع آن بروز تغییر روابط خانوادگی، حوزه‌های مختلف روانشناسی و مشاوره مانند خانواده درمانی نیاز به ایجاد چارچوب‌های جدید در حوزه‌های کاربردی و درمانی دارند.

تعارضات زناشویی و طلاق، در دهه‌های اخیر در سطح جهان و ایران روندی صعودی و نگران‌کننده به خود گرفته است (یانگ و لانگ، ۱۹۹۸ و مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). این شرایط، آسیب‌های فراوانی را متوجه نظام اجتماعی و خانواده‌ها کرده و کیفیت روابط انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. طلاق فرآیندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می‌شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید، مناسبات زناشویی خاتمه می‌یابد (گاتمن، ۱۹۹۳). مطالعه روابط زوجین، به درک چارچوب‌های ساختاری روابط زوجین کمک می‌کند. در بررسی علت طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، توجه به علل فردی و روان‌شناختی از جمله کیفیت روابط زناشویی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است (گاتمن، ۱۹۹۳).

در حال حاضر تعارضات زناشویی در سطح کشور و البته در سطح جهان افزایش یافته است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران طی دو دهه اخیر نرخ رشد طلاق همواره مثبت بوده است، به نحوی که تعداد ۳۷ هزار واقعه طلاق در سال ۷۵ به عدد ۱۶۳ هزار واقعه در سال ۹۳ ، به بیش از چهار برابر، افزایش یافته است. در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می‌پاشد (سایت مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). با توجه به ایجاد شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه و به تبع آن بروز تغییر روابط خانوادگی، حوزه‌های مختلف روانشناسی و مشاوره مانند خانواده درمانی نیاز به ایجاد چارچوب‌های جدید در حوزه‌های کاربردی و درمانی دارند.

نگارنده با مطالعه منابع کلاسیک و متأخر حوزه خانواده درمانی، زوج‌درمانی، فرزندپروری و ارتباطات انسانی و همچنین واکاوی متون عرفانی و اخلاقی، الگویی بومی در این حوزه تدوین نموده‌است؛ «الگوی سلامت ارتباطی». ارتباطی عبارت است از: «داشتن ارتباط بدون آسیب، مثبت، فطری و بدون تشویش و انقطاع با خداوند، خود، دیگران و طبیعت است که برخوردار از هدف و معنا می‌باشد. با تحقق سلامت ارتباطی فرد احساس کمال، هویت، رضایت، عشق، احترام نامشروط، نگرش مثبت، آرامش درونی می‌کند». علت نامگذاری این الگو به «الگوی سلامت ارتباطی» این است که آنچه بیش از هر نکته‌ای در متون عرفانی و اخلاقی تأکید شده عبارت است از: پاک‌سازی، تعالی و مراقبه در ارتباطات فرد است. بدین معنی که ارتباط انسان با خداوند، ارتباط انسان با خود، ارتباط با دیگران و سایر مخلوقات را به صورت نظام‌مند باز تعریف شده‌است. در صورت تحقق این مهم انسان از رابطه‌ای سالم در چهار سطح مورد بحث برخوردار می‌شود. چنانچه این شرایط برای زوجین و اعضای خانواده‌ها محقق شود، بسیاری از تعارضات زناشویی و درون خانوادگی پیشگیری شده و یا در صورت وجود آن، با اجرای تکنیک‌ها و قرار دادن خانواده در چارچوب این الگوی خانواده درمانی، مشکلات در مطلوب‌ترین کیفیت حل خواهند شد.

ادامه دارد …