مرکز خدمات روانشناسی و مشاوره بهروان

معرفی الگوی سلامت ارتباطی و کاربست آن در خانواده درمانی و حل تعارض زوجین ـ بخش اول

الگوی سلامت ارتباطی

امیر لطفی حقیقت

ارتباط زناشویی، پیش‌بینی کننده کیفیت روابط زناشویی است (گاتمن، ۱۹۹۳). شایع‌ترین علت فروپاشی خانواده‌ها، مشکلات ارتباطی میان زوجین است (کیت و راشل، ۲۰۰۶). ماهیت و کیفیت شکل‌گیری نوع تعاملات زوجین، سرچشمه بسیاری تعارضات زناشویی است (گلاسر، ۲۰۰۰). به باور جان گاتمن (۱۹۹۳) تعارضات زناشویی دلایل متعددی دارند که عمده‌ترین این موارد عبارتند از: تعداد زیاد فرزندان، یا نداشتن فرزند، ازدواج در سنین پایین، تفاوت سنی زیاد زن و شوهر، اختلاف طبقاتی، تحرک طبقاتی (مثبت و منفی)، زندانی شدن شوهر، فقر و مشکلات اقتصادی، فرزندان ازدواج قبلی، ناآشنایی یا کوتاه بودن مدت آشنایی با همسر قبل از ازدواج، ازدواج اجباری، عدم تفاهم درگذراندن اوقات فراغت، رابطه نامشروع، بدبینی به همسر، عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج، اعتیاد، بدرفتاری زن یا شوهر و بیماری یکی از زوجین.

تعارضات زناشویی و طلاق، در دهه‌های اخیر در سطح جهان و ایران روندی صعودی و نگران‌کننده به خود گرفته است (یانگ و لانگ، ۱۹۹۸ و مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). این شرایط، آسیب‌های فراوانی را متوجه نظام اجتماعی و خانواده‌ها کرده و کیفیت روابط انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. طلاق فرآیندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می‌شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید، مناسبات زناشویی خاتمه می‌یابد (گاتمن، ۱۹۹۳). مطالعه روابط زوجین، به درک چارچوب‌های ساختاری روابط زوجین کمک می‌کند. در بررسی علت طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، توجه به علل فردی و روان‌شناختی از جمله کیفیت روابط زناشویی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است (گاتمن، ۱۹۹۳).

در حال حاضر تعارضات زناشویی در سطح کشور و البته در سطح جهان افزایش یافته است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران طی دو دهه اخیر نرخ رشد طلاق همواره مثبت بوده است، به نحوی که تعداد ۳۷ هزار واقعه طلاق در سال ۷۵ به عدد ۱۶۳ هزار واقعه در سال ۹۳ ، به بیش از چهار برابر، افزایش یافته است. در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می‌پاشد (سایت مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). با توجه به ایجاد شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه و به تبع آن بروز تغییر روابط خانوادگی، حوزه‌های مختلف روانشناسی و مشاوره مانند خانواده درمانی نیاز به ایجاد چارچوب‌های جدید در حوزه‌های کاربردی و درمانی دارند.

تعارضات زناشویی و طلاق، در دهه‌های اخیر در سطح جهان و ایران روندی صعودی و نگران‌کننده به خود گرفته است (یانگ و لانگ، ۱۹۹۸ و مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). این شرایط، آسیب‌های فراوانی را متوجه نظام اجتماعی و خانواده‌ها کرده و کیفیت روابط انسانی را تحت تأثیر قرار داده است. طلاق فرآیندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می‌شود و با تلاش برای حل تعارض از طریق ورود به موقعیت جدید، مناسبات زناشویی خاتمه می‌یابد (گاتمن، ۱۹۹۳). مطالعه روابط زوجین، به درک چارچوب‌های ساختاری روابط زوجین کمک می‌کند. در بررسی علت طلاق علاوه بر عوامل اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، توجه به علل فردی و روان‌شناختی از جمله کیفیت روابط زناشویی نیز از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار است (گاتمن، ۱۹۹۳).

در حال حاضر تعارضات زناشویی در سطح کشور و البته در سطح جهان افزایش یافته است. بر اساس اعلام مرکز آمار ایران طی دو دهه اخیر نرخ رشد طلاق همواره مثبت بوده است، به نحوی که تعداد ۳۷ هزار واقعه طلاق در سال ۷۵ به عدد ۱۶۳ هزار واقعه در سال ۹۳ ، به بیش از چهار برابر، افزایش یافته است. در هر سه دقیقه یک خانواده ایرانی از هم فرو می‌پاشد (سایت مرکز آمار ایران، ۱۳۹۶). با توجه به ایجاد شرایط خاص اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه و به تبع آن بروز تغییر روابط خانوادگی، حوزه‌های مختلف روانشناسی و مشاوره مانند خانواده درمانی نیاز به ایجاد چارچوب‌های جدید در حوزه‌های کاربردی و درمانی دارند.

نگارنده با مطالعه منابع کلاسیک و متأخر حوزه خانواده درمانی، زوج‌درمانی، فرزندپروری و ارتباطات انسانی و همچنین واکاوی متون عرفانی و اخلاقی، الگویی بومی در این حوزه تدوین نموده‌است؛ «الگوی سلامت ارتباطی». ارتباطی عبارت است از: «داشتن ارتباط بدون آسیب، مثبت، فطری و بدون تشویش و انقطاع با خداوند، خود، دیگران و طبیعت است که برخوردار از هدف و معنا می‌باشد. با تحقق سلامت ارتباطی فرد احساس کمال، هویت، رضایت، عشق، احترام نامشروط، نگرش مثبت، آرامش درونی می‌کند». علت نامگذاری این الگو به «الگوی سلامت ارتباطی» این است که آنچه بیش از هر نکته‌ای در متون عرفانی و اخلاقی تأکید شده عبارت است از: پاک‌سازی، تعالی و مراقبه در ارتباطات فرد است. بدین معنی که ارتباط انسان با خداوند، ارتباط انسان با خود، ارتباط با دیگران و سایر مخلوقات را به صورت نظام‌مند باز تعریف شده‌است. در صورت تحقق این مهم انسان از رابطه‌ای سالم در چهار سطح مورد بحث برخوردار می‌شود. چنانچه این شرایط برای زوجین و اعضای خانواده‌ها محقق شود، بسیاری از تعارضات زناشویی و درون خانوادگی پیشگیری شده و یا در صورت وجود آن، با اجرای تکنیک‌ها و قرار دادن خانواده در چارچوب این الگوی خانواده درمانی، مشکلات در مطلوب‌ترین کیفیت حل خواهند شد.

ادامه دارد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =